پیچ
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
۱ - (اِمص.) خم هر چیز کج. ۲- (اِ.) نوعی میخ. ۳- در ترکیب به معنی پیچنده ؛ پاپیچ. ۴- (ص مف.) در ترکیب به معنی پیچیده ؛ رختخواب پیچ.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
۱ - (اِمص.) خم هر چیز کج. ۲- (اِ.) نوعی میخ. ۳- در ترکیب به معنی پیچنده ؛ پاپیچ. ۴- (ص مف.) در ترکیب به معنی پیچیده ؛ رختخواب پیچ.