پیکره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پِ کَ رِ) (اِ.) ۱- تصویر، نقش. ۲- مجسمه، تندیس.مترادفها و واژههای مرتبطتندیس، مجسمهبدنهاساس، زمینه، شالودهواژه قبلی: پیکرنگار