چابک اندیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چابک اندیش . [ ب ُ اَ ] (ص مرکب ) زیرک . هوشیار. تیزفهم . سریعالانتقال : مرا این زن پیر چون مادر است یکی چابک اندیش کندآور است . فردوسی . و آن نمودن که بنگرم پیشی کارها را به چابک اندیشی . نظامی (هفت پیکر). که شنیدم به خردی از خویشان خرده کاران و چابک اندیشان . نظامی (هفت پیکر).
مترادف و متضاد واژهدان
تیزهوش، تیز، تیزفهم، باهوش، داهی، داهیه، زیرک، هوشیار حاضرجواب