چابک اندیشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چابک اندیشه . [ ب ُ اَ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) زیرک . تیزفهم : که آنگه شاعری پیشه نبوده ست حکیمی چابک اندیشه نبوده ست . فخرالدین اسعد(ویس و رامین ). تو همشهری او را و هم پیشه ای هم اندر سخن چابک اندیشه ای . اسدی (گرشاسبنامه ص ١٤). چابک اندیشه ای رسیده نخست همه را نظم داده بود درست . نظامی (هفت پیکر). در همه کاری آن هنرپیشه چاره گر بود و چابک اندیشه . نظامی (هفت پیکر). رجوع به چابک اندیش شود.