چادر ترسا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چادر ترسا. [ دَ / دُ رِ ت َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) وطا و جامه ای باشد زرد و کبود و درهم بافته . (برهان ). صاحب آنندراج نویسد: «ملاسروری گوید چادر ترسا، وِطای زرد و کبود» : از پشت کوه چادر احرام برکشد بر کتف ابر چادر ترسا برافکند. خاقانی . ◄ کنایه ازشفق و روشنایی آفتاب . (برهان ). کنایه از سپیدی صبح و شفق آفتاب . (آنندراج ) : صبح که رهبان این کبود کلیسا بر سر گیتی کشید چادر ترسا. وصال (از آنندراج ).