واژه جو

چادر لاجورد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چادر لاجورد. [ دَ / دُ رِ وَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است . (برهان ) : چو روشن شد آن چادر لاجورد جهان شد بکردار یاقوت زرد. فردوسی . چو پنهان شدی چادر لاجورد شدی کوه مانند یاقوت زرد. فردوسی . ◄ سبزه زار ومرغزار را نیز گویند. (برهان ). رجوع به «چادر لاجوردی » شود.

معنی چادر لاجورد | واژه جو