چاربیخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاربیخ . (اِ مرکب ) اصول اربعه . چهار ریشه و آن ریشه ٔ خطمی و رازیانه و کرفس و کَبَر باشد. بیخ کاسنی و بیخ رازیانه و بیخ کبر و بیخ کرفس را گویند. (برهان ) (آنندراج ). ◄ (ص مرکب ) دارای چهار ریشه . چارریشه . چاراصل : درختی است شش پهلو و چاربیخ تنی چند را بسته بر چارمیخ . نظامی (شرفنامه ص ٨٩). ◄ کنایه است از چار عنصر. (برهان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی