چارخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارخ . [ رُ ] (ترکی، اِ) چارق . کفش درشت روستایی . نوعی پای افزار که دهقانان و روستائیان در پای کنند : سواران ولی بر نمد زین چارخ شجاعان ولیکن بفسق و بساغر. عمعق بخارایی . و رجوع به چارق و چارغ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چارخ . [ رُ ] (ترکی، اِ) چارق . کفش درشت روستایی . نوعی پای افزار که دهقانان و روستائیان در پای کنند : سواران ولی بر نمد زین چارخ شجاعان ولیکن بفسق و بساغر. عمعق بخارایی . و رجوع به چارق و چارغ شود.