چاروادار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص فا.) کسی که حیوانات بارکش را میراند یا با آنها باربری کند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) کسی که حیوانات بارکش را میراند یا با آنها باربری کند.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
چاروادار. [ چارْ ] (نف مرکب ) مکاری . مکری . آنکه خر و استر و یابو کرایه دهد بار و مسافر را و خود نیز همراه ستور خود باشد. کسی که اسب والاغ و قاطر برای بردن بار و مسافر کرایه دهد. خرکچی . قاطرچی . ستوربان . شخصی که چند الاغ یا اسب و قاطر دارد که بوسیله ٔ آن ها مسافران را از محلی بمحلی میبرد یا بار و مال التجاره حمل میکندو از این بابت وجهی میگیرد و امرار معاش مینماید. ♦ امثال : وای بوقتی که چاروادار راهدار شود : ریکاکه چاروادار نیه من ورا سرای نشمه . هفتا قاطر قطار نیه من ورا سرای نشمه .
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی