واژه جو

چارکان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چارکان . (اِ مرکب ) عبارت از کان آتشی که گوگرد و نوشادر کانی از آن برآید. (آنندراج ). ◄ کنایه از کان لعل و یاقوت، دوم کان آبی که مروارید و مرجان ازوست، سوم کان بادی که نباتاب قیمتی از آن خیزد و چهارم کان خاکی که الماس و زر و نقره از آن پیدا شود. (آنندراج ).

معنی چارکان | واژه جو