واژه جو

چاسان فاسان کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چاسان فاسان کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عوام از زنان بمزاح، بزک کردن . آرایش کردن . بزک دوزک کردن . آرایش کردن زن روی خود را با سفیدآب و سرخاب و وسمه و سرمه و غیره .

معنی چاسان فاسان کردن | واژه جو