چالشگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.)(حامص.) جنگجویی، مبارزه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.)(حامص.) جنگجویی، مبارزه.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
چالشگری . [ ل ِ گ َ ] (حامص مرکب ) جنگجویی . (ناظم الاطباء). مبارزطلبی . هماوردطلبی . رزم خواهی : بچالشکری سوی او راند رخش برابر سیه خنده زد چون درخش . نظامی . ◄ آرامش با زنان . هم خوابگی با جفت . و رجوع بچالشکر شود : همه کارشان شرب و مالشگری نگشته شبی گرد چالشگری . نظامی .
مترادف و متضاد
جنگجویی، ستیزهجویی، مبارزه، رزمآوری، رزمجویی، ستیزهگری، مبارزطلبی نازخرامی شهوترانی
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی