چالیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چالیان . (اِخ ) دهی است از دهستان سورمق بخش مرکزی شهرستان آباده که در ٣٠ هزارگزی جنوب خاور آباده و دو هزارگزی جنوب شوسه ٔسورمق به ابرقو واقع شده، جلگه ای و معتدل است و ١٠٠تن سکنه دارد. آبش از قنات و محصولش غلات، پنبه، انگور و بادام است و شغل اهالی زراعت و باغداری میباشد و راهش فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
چالیان .(اِخ ) دهی است از دهستان قطور بخش حومه ٔ شهرستان خوی که در ٤٠ هزارگزی جنوب باختر خوی و ٣ هزارگزی جنوب راه ارابه رو خوی به قطور واقع شده، دره ای، سردسیر وسالم است که محل سکنای ایل شکاک میباشد و ٤٠ تن سکنه کرد دارد. آبش از چشمه و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است . راهش مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).