چاهک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاهک . [ هََ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد «دهی است قدیم النسق، از قرای دودانگه ٔ زنجان که ملک خورده مالک است و هوایی معتدل دارد. آبش از چشمه سار، زراعتش غله ٔ دیمی و آبی، پنبه، باغات انگور و اشجار میوه است و ایل شاهسون اینانلو درآنجا ییلاق میکنند». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ١٣٤).
چاهک . [ هََ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد «از متعلقات میان ولایت شهر مشهد است که در سه فرسنگی شهر واقع شده و ده خانوار سکنه دارد. هوایش مرطوبی و زراعتش از آب قنات است » (از مرآت البلدان ج ٤ ص ١٣٤).
چاهک . [ هََ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد «از مزارع قدیم النسق طبس است و یکصد و سی و هشت تن سکنه دارد. آبش از قنات و هوایش معتدل است ». (از مرآت البلدان ج ٤ ص ١٣٣).