چاپوک دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چاپوک دست . [ دَ ] (ص مرکب ) چابکدست . ماهر. تردست . کنایه از هنرمند یا صنعتگری که در صنایع دستی مهارت و استادی به کمال دارد : چه چاپوک دستی است بازی سگال که در پرده داند نمودن خیال . اسدی (ازانجمن آرای ناصری ).