چاک
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- شکاف. ۲- پاره. ۳- سفیده صبح. ۴- دریچه. ؛ به ~ زدن گریختن، فرار کردن.
(اِ.) = چک. جک: قباله باغ و خانه و مانند آن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- شکاف. ۲- پاره. ۳- سفیده صبح. ۴- دریچه. ؛ به ~ زدن گریختن، فرار کردن.
(اِ.) = چک. جک: قباله باغ و خانه و مانند آن.