چتر سیاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چتر سیاه . [ چ َ رِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مؤلف انجمن آرا ذیل «چتر» نویسد: ... و چتر سیاه از علامات بنی عباس بوده همچنین رایت سیاه که بسلاطین خلعت میداده اند، و این دو بیت فرخی را که در صفت خط برآوردن معشوق گفته دلیل آورده است : چه شور خواهی زین بیش کان دو روی سفید سیاه گردد تو شرمسار و من غمگین جواب ده که اگر نیستی سیاهی نیک سیه نبودی چتر خدایگان زمین . ◄ علامت پادشاهی : ماه منیر صورت ماه درفش تو روز سپید سایه ٔ چترسیاه تو. فرخی . در سیاهی شکوه دارد ماه چتر سلطان ازآن کنند سیاه . نظامی . ◄ علامت سپاه و لشکر پادشاهی . علامتی که چون درفش و لوا پیشاپیش سپاه میبرده اند : تو ز دوری دیده ای چتر سیاه یک قدم پا پیش نه بنگر سپاه . مولوی .