واژه جو

چخرود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چخرود. [ چ َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «یکی از قلاع بندپی مازندران است، واقع در لموکلا، که از گچ و آجر ساخته شده، حمام و حوضی دارد وآثار آن در قله ٔ کوه باقی است . (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢١٤).

معنی چخرود | واژه جو