واژه جو

چخماخ زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چخماخ زدن . [ چ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) چخماخ بکار بردن . بوسیله ٔ چخماخ آتش روشن کردن . دو پاره ٔ سنگ چخماخ را بهم زدن، تا آتش از آن جهد. چخماق زدن .با آتشزنه آتش افروختن . ◄ تبرزین زدن .

معنی چخماخ زدن | واژه جو