واژه جو

چدروا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چدروا. [ چ ُ دُرْ ] (اِ) نام رستنیی باشد تلخ و آنچه در «سقوطر» شود، بهترین جاهای دیگر است . (برهان ) (آنندراج ). بعربی، صبر خوانند. (برهان ) (آنندراج ). رستنیی بسیار تلخ که صبر عصاره ٔ اوست . (ناظم الاطباء). دوائی است بسیار تلخ که نام عربیش صبر است . (فرهنگ نظام ). داروئی تلخ و سودمند. رجوع به سقوطر و صبر شود.

معنی چدروا | واژه جو