واژه جو

چرا شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چرا شدن . [ چ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) خورده شدن . گیاه خوردنی چرندگان شدن . خوراک چرندگان شدن : پنداشتم که دهر چراگاه من شده ست تا خود ستوروار مر او را چرا شدم . ناصرخسرو. ◄ چراگاه شدن . مرتع شدن . رجوع به چرا شود.

معنی چرا شدن | واژه جو