واژه جو

چراغ تربت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چراغ تربت . [ چ َ / چ ِ غ ِ ت ُ ب َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ). چراغ مزار. چراغی باشد که بر بالین تربت افروزند. (آنندراج ). چراغی که بر گور کسی روشن کنند : پس از بهارکند گل بهار حسرت من بس است لاله ٔ زردی چراغ تربت من . دانش (از آنندراج ). رجوع به چراغ مزار شود.

معنی چراغ تربت | واژه جو