واژه جو

چراغ جادو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چراغ جادو. [ چ َ / چ ِ غ ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چراغ علاءالدین .چراغی که علاءالدین، پهلوان یکی از داستان های هزارویکشب با آن چراغ جادوگری میکرد و کارهای سحرآمیز و خارق العاده انجام میداد. رجوع به چراغ علاءالدین شود.

معنی چراغ جادو | واژه جو