چراغ گل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چراغ گل کردن . [ چ َ / چ ِ گ ُک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از چراغ روشن کردن . (آنندراج ). ترقی کردن و زیاد شدن روشنی چراغ، چه ترقی هر چیز را، گل کردن آن گویند. (فرهنگ نظام ) : شبی کز می چراغ حسن اوگل کرد دانستم که هم بلبل من سرگشته هم پروانه خواهم شد. خواجه آصفی (از آنندراج ). ◄ کنایه از چراغ خاموش کردن هم آمده . برای اطفای چراغ، چون چراغ نشاندن و چراغ کشتن مستعمل است . (آنندراج ). خاموش کردن چراغ، چه فتیله ٔ نیم سوخته که بعد از خاموش شدن شعله چند لحظه سرخ میماند تشبیه به گل شده است . (فرهنگ نظام ) : درآن محفل که شمع روی او نیست چراغ دیده را گل میتوان کرد. طاهر غنی (از آنندراج ). رجوع به چراغ خاموش کردن و چراغ کشتن شود.