چرام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرام . [ چ َ ] (اِخ ) این آبادی قصبه ٔ مرکز دهستان چرام بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان و مرکز سکونت خوانین ایل دره قشلاق است و در ٣٤هزارگزی شمال جاده ٔ شوسه ٔ آرو به بهبهان واقع شده . دشت و گرمسیر است و ١٥٠٠ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه کورکی و رودخانه ٔ موکر. محصولش غلات، برنج، حبوبات پشم و لبنیات، شغل اهالی زراعت و حشم داری، صنایع دستی قالیچه، جوال و جاجیم بافی و راهش مالرو است . ساکنین این قصبه از طایفه ٔ چرام هستند و این آبادی پاسگاه نظامی و یک دبستان هم دارد. این قصبه را تلگرو نیز مینامند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چرام . [ چ َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان است . این دهستان بین دهستان های پشت کوه باشت بابوئی، بویراحمد گرمسیر، بویراحمد سردسیر و بویراحمد سرحدی واقع و از ٣١ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است . جمعیت آن درحدود ٧هزار نفر و قراء مهم آن، ده شیخ و بردیان است . آب آشامیدنی از رودخانه و چشمه تأمین میگردد. محصول عمده ٔ دهستان غلات، برنج، حبوبات، پشم و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و حشم داری، صنایع دستی زنان بافتن قالیچه، گلیم، جوال و جاجیم است . ساکنین عموماً از طایفه ٔ چرام هستند و عده ای از سکنه تابستان به ییلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چرام . [ چ َ ] (اِخ ) این ناحیه با «بازرنگ » دو ناحیت است میان زیز و سمیرم لرستان، و هوایش بغایت سردسیر است و آبش از آن کوهها، اکثر اوقات از برف خالی نبود و راههای سخت و دشخوار بود وآب روانش بسیار است و نخجیرش نیکو باشد و مردم آنجابیشتر شکاری باشد. (از نزهةالقلوب چ لیدن ص ١٢٨).