چرامین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ) (اِمر.)<BR>۱- چراگاه.<BR>۲- کاه، علف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ) (اِمر.) ۱- چراگاه. ۲- کاه، علف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرامین . [ چ َ ] (اِ) بمعنی چرام است که چراگاه و علفزار باشد. (برهان ). چراگاه . (جهانگیری ). چرام و چراگاه و علفزار. (ناظم الاطباء). چرام . (فرهنگ نظام ). چراگه . مرتع : حسود شاه را در باغ امید نمانده است از ثمر غیر از سبد چین چو حیوانیست مانده در بیابان ز بخت بد نه آب و نه چرامین . شمسی فخری (از جهانگیری ). ◄ علف . (صحاح الفرس ). بمعنی کاه و علف که به حیوان دهند اصح است . (بهارعجم ) (انجمن آرا) (آنندراج ). علوفه . (ناظم الاطباء). رجوع به چراگاه و چراگه و چرام شود.
مترادف و متضاد واژهدان
چراگاه، علفزار، مرتع، مرغزار علف، علوفه، کاه