چرب و نرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرب و نرم . [ چ َ ب ُ ن َ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب ) غذای چرب و نرم ؛ طعام و خوراک پرروغن و پخته . ◄ کنایه از غذای مطبوع و لذیذ. خوراک خوردنی و دوست داشتنی . غذائی باب طبع. طعام لذیذ و گوارا : وز بهر خز و بز و خورشهای چرب و نرم گاهی به بحر رومی و گاهی به کوه غور. ناصرخسرو. ♦ زبان چرب و نرم ؛ زبانی که سخن مطبوع و دلپذیر گوید. متملق و چاپلوس . رجوع به چرب و نرمی شود. ♦ سخن چرب و نرم ؛ گفتاری نرم و دلنشین و رام کننده .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی