چرب پهلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرب پهلو. [ چ َ پ َ ] (ص مرکب ) کنایه از کسی است که از مردم از پهلوی او فائده ونفع یابند. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنکس که مردم از او بهره مند شوند : پهلو از من تهی مکن که مرا پهلوی چرب هم ز پهلوی تست . خاقانی . ◄ فربه را نیز گویند، که نقیض لاغر باشد. (برهان ). بمعنی فربه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مجموعه ٔ مترادفات ص ٢٦٨). نقیض لاغر. (ناظم الاطباء). چاق و چله : بس کن از جان خشک خاقانی که نه بس صید چرب پهلوئی . خاقانی . از سفر می آیم و در راه صید افکنده ام اینت صیدی چرب پهلو کارمغان آورده ام . خاقانی .