چرخ برین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرخ برین . [ چ َ خ ِ ب َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از فلک نهم . (آنندراج ). عرش مجید. (منیری ). فلک الافلاک و فلک نهم . (ناظم الاطباء). فلک اطلس . چرخ اکبر. فلک الافلاک . عرش . چرخ : ز هامون بچرخ برین شد سوار سخن گفت بر عرش با کردگار. اسدی . بری دان ز افعال چرخ برین را نشاید نکوهش زدانش بری را. ناصرخسرو.