چرخ خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرخ خوردن . [ چ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) بمعنی حرکت دوری است . (آنندراج ). گرد گردیدن . بدور خود یا بدور کسی گشتن . ♦ چرخ خوردن سر ؛ دوار داشتن و گیج رفتن سر. ۩ برگشتن سر. رجوع به چرخ رفتن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
چرخیدن، چرخ زدن گشت زدن، پلکیدن، پرسه زدن