چرخ سواری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرخ سواری . [ چ َ س َ ] (حامص مرکب ) سوار دوچرخه شدن .
چرخ سواری . [ چ َ خ ِ س َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چرخ . چرخی که بر آن سوار شوند. دوچرخه . مرکوب آهنین . دوچرخه ای که آنرا سوار شوند و به نیروی پا چرخهایش را بحرکت درآورند. قسمی چرخ مخصوص سواری که نوع پائی آن به نیروی پا و نوع موتوری آن به نیروی موتور به حرکت آید و وسیله ٔ راهنوردی چرخ سوران باشد. رجوع به چرخ و دوچرخه شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی