واژه جو

چرخ وش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چرخ وش . [ چ َ وَ ] (ص مرکب ) چرخ مانند. چرخ وار : تیر چون در زه نشاندی بر کمان چرخ وش گفتی او محور همی راند ز خط استوا. خاقانی . رجوع به چرخ شود.

معنی چرخ وش | واژه جو