چرخ پیچ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرخ پیچ . [ چ َ ] (اِ مرکب ) چرخ . حرکت دورانی . گردش بدور خود. پیچش و گردشی بسان حرکت چرخ . حرکتی چرخ مانند : برآمد برآنسان که ناسود هیچ بدان چرخ پیچان بصد چرخ پیچ . نظامی (از آنندراج ). عالم هیچکس بهیچش کشت چرخ پیچان بچرخ پیچش کشت . نظامی (هفت پیکر). که چون دارم این داوری را بسیچ چگونه دهم چرخ را چرخ پیچ . نظامی . رجوع به چرخ شود.