چرخ کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرخ کردن . [ چ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چیز فلزی را با چرخ صیقل دادن یا تیز کردن . (فرهنگ نظام ). چاقو یا کارد و امثال آن را با چرخ تیز کردن . ◄ دوختن با چرخ . جامه را با چرخ خیاطی دوختن . پارچه یا لباس را به وسیله ٔ چرخ بخیه زدن . ◄ گوشت یا چیزی از این قبیل را با چرخ خرد کردن . گوشت را بوسیله ٔ چرخ کوبیدن و نرم کردن . ◄ چیزی را مدور ساختن . (فرهنگ نظام ). رجوع به چرخ چاقوتیزکن و چرخ خیاطی و چرخ گوشت کوبی شود.