چرخ گری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرخ گری . [ چ َ گ َ ] (حامص مرکب ) بر چرخ کشیدن تیغ وخنجر و ظروف نقره و مس و مانند آن . (آنندراج ). تراشکاری . چرخکاری . تراش دادن فلزات و غیره : میکند گردش ایّام بدان راهبری میشود تیغ ستم را زفلک چرخگری . شفیغ اثر (از آنندراج ). رجوع به چرخ گر و چرخکار و چرخکاری شود.