چرخاندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(چَ دَ) (مص م.) نک چرخانیدن.مترادفها و واژههای مرتبطبه حرکت درآوردن، به دور خود گرداندن، وادار به چرخیدن کردن، چرخانیدن، چرخ دادنبه جریانانداختناداره کردنواژه قبلی: چرخابواژه بعدی: چرخانیدن