چرس کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرس کشیدن . [ چ َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) نوعی بنگ کشیدن . تدخین کردن چرس . دود چرس را بوسیله ٔ چپق یا سیگار یا غلیان کشیدن . حشیش کشیدن . چرس زدن . استعمال چرس کردن . رجوع به چرس و چرسی شود. ◄ کنایه از گیج و منگ بودن . کنایه از بیهوش و بی حواس بودن .