چرستیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرستیدن . [ چ َ / چ ِ رِ / رَ دَ ] (مص ) بهم زدن و بهم فشردن دندان . (ناظم الاطباء). چرست کردن . دندان قروچه کردن . رجوع به چرست و چرست کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرستیدن . [ چ َ / چ ِ رِ / رَ دَ ] (مص ) بهم زدن و بهم فشردن دندان . (ناظم الاطباء). چرست کردن . دندان قروچه کردن . رجوع به چرست و چرست کردن شود.