چرسی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(چَ) (ص.) آدم معتاد به چَرس.مترادفها و واژههای مرتبطمعتاد به چرس، افیونیواژه قبلی: چرسدانواژه بعدی: چرغ