چرمگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرمگر. [ چ َ گ َ ] (ص مرکب ) دباغ و کسی که پوست را دباغی میکند. (ناظم الاطباء). صَرّام .چرمساز. پوست پیرا. آنکس که پوست ناپیراسته را تبدیل به چرم پیراسته کند. رجوع به چرمساز و چرمگر شود. ♦ به چرمگر نگرستن گاو، نگاه کردن گاو به چرمگر ؛ مثل است درمورد کسی که به خشم و نفرت در کسی یا چیزی نگرد : از بهر سه بوسه ای بت بوسه شمر چون گاو بچرمگر، بمن در منگر. فرخی . در من نگری مثل گاو پیر که بچرمگر نگرد. (از قرة العیون ).