چرمین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چرمین . [ چ َ ] (ص نسبی )منسوب به چرم . (ناظم الاطباء). چرمی . از چرم . چرمینه . جنس چرمی . چیزی از چرم . آنچه از چرم سازند چون کیف چرمین، کفش چرمین، جامه ٔ چرمین و غیره : چون جامه ٔ چرمین شمرم صحبت نادان زیرا که گران باشد و تن گرم ندارد. ابن یمین . رجوع به چرم و چرمی و چرمینه شود.