چروش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چروش . [ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایتیوند بخش دلفان شهرستان خرم آبادکه در ٢٤هزارگزی شمال خاوری نورآباد و ١٠هزارگزی باختر راه خرم آباد به کرمانشاه واقعست . جلگه و هوایش سردسیر است و ١٢٠ تن سکنه دارد. آبش از سراب چروش، محصولش غلات و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان سیاه چادربافی و راهش مالرو است . ساکنین این آبادی از طایفه ٔ ایتیوند میباشند و برای تهیه ٔ علوفه ٔ احشام در همین حوالی ییلاق قشلاق میکنند و در چادر سکونت دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
چروش . [ چ َرْ وِ ] (اِ) چربش و چربی که در زیر پوست حیوانات باشد. (ناظم الاطباء). پیه .