واژه جو

چرگین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چرگین . [ چ ِ ] (ص نسبی ) چرگن . چرکن . چرکین .شوخگن . شوخگین . رجوع به چرگن و چرکن و چرکین شود.

معنی چرگین | واژه جو