واژه جو

چز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چز. [ چ ُ ] (اِ) چرغد و شبگیر. سوسک حمام . (ناظم الاطباء).

چز. [ چ َ ] (اِ) میمون را گویند که حمدونه است . (برهان ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). حیوانی که نامهای دیگرش بوزینه و میمون است . (فرهنگ نظام ) : یا مادر تو ز نسل چز بود مگر. طارمی (از فرهنگ نظام ).

معنی چز | واژه جو