واژه جو

چس و فس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

چس و فس . [چ ُ س ُ ف ِ ] (اِ مرکب، از اتباع ) خرت و پرت . خرده ریز ناقابل . در تداول عامه، چیزهای بیهوده و بیمصرف . ♦ امثال : با این چس و فسها قبر آقا ساخته نمی شود، قبر آقا گچ میخواهد و آجر. رجوع به چس و پس شود.

معنی چس و فس | واژه جو