چشم بند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. بَ) (اِمر.) آن چه که روی چشم بندند تا جایی را نبیند.مترادفها و واژههای مرتبطروبندهپیچه، چشمپوش، چشمپیچ، نقابشعبدهباز، مشعبد، نظربندواژه قبلی: چشم بلبلیواژه بعدی: چشم بندک