چشم خوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانبهچشمآمدن، بهنظرآمدن، دیده شدن، چشمزخمخوردن، چشمزده شدن محسوس بودن، مشخص بودنمترادفها و واژههای مرتبطبهچشمآمدن، بهنظرآمدن، دیده شدن، چشمزخمخوردن، چشمزده شدنمحسوس بودن، مشخص بودنواژه قبلی: چشمواژه بعدی: چشم زدن