چشم زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زَ دَ) (مص م.) ۱- چشم زخم خوردن. ۲- کنایه از: بیدار بودن.مترادفها و واژههای مرتبطچشمزخمزدن، چشم کردنترسیدن، واهمه کردن، هراس داشتندودل بودن، مردد بودن، تردیدداشتن، یکدلدودل کردنواژه قبلی: چشم زدواژه بعدی: چشم زده