چشم و گوش واکردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم و گوش واکردن . [ چ َ / چ ِ م ُ ک َ دَ] (مص مرکب ) تمیز در نیک و بد پیدا کردن . (آنندراج ). با آگاهی و بصیرت در امری اقدام کردن : تا کی ای مرغ سحر این ناله های بی اثر صبر کن تا غنچه ٔ گل چشم و گوشی واکند. تأثیر (از آنندراج ). چند روزی تربیت ای باغبان موقوف دار تا چمن از نرگس و گل چشم وگوشی واکند. مخلص کاشی (از آنندراج ). رجوع به چشم و گوش باز شود.