چشم گرم شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چشم گرم شدن . [ چ َ / چ ِ گ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) چشم گرم ساختن و چشم گرم کردن . (از آنندراج ). دیده گرم شدن . (آنندراج ). خواب رفتن اندک و اندکی خوابیدن . (ناظم الاطباء). ابتدای خواب . (فرهنگ نظام ). ♦ گرم شدن چشم راحت ؛ کنایه از اندکی استراحت کردن و دمی آسودن : دمید صبح ونشد گرم چشم راحت ما سپیده دم نمکی بود بر جراحت ما. اهلی شیرازی (از آنندراج ). رجوع به چشم گرم ساختن و چشم گرم کردن شود.